سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
18
تاريخ ايران ( فارسى )
از اصل كوه قريب ده ميل است پس قياس بايد كرد كه در پاى خود كوه طبقهء ريگ چقدر بايد قطر داشته باشد . رشتههاى شمالى از رشتههاى بزرگ سرحدى ، آنها كه در شمال است از پامير كه مرتفعترين واديهاى آسياست و به زبان فارسى آن را « بام دنيا » ميگويند جدا مىشود و از آنجا باسم هندوكه و كوه بابا و اسامى ديگر به طرف جنوب غربى متوجه شده حصار طبيعى بزرگى در تمام طول افغانستان تشكيل ميدهد تا اينكه در شمال هرات پست شده مبدل به تپههاى موّاج ميگردد و عجب در اين است كه يونانيها بعظمت اين رشته برخورده بودند چه آرين ميگويد كه اين رشتهكوه بقدرى ممتد است كه حتى كوه توروس كه سرحد ما بين سلوكيه و پامفليه را تشكيل ميدهد مثل بعضى رشتههاى عظيم ديگر از آن منشعب مىشود « 1 » . بارى در جانب غربى رود تجن رشتههاى نامبرده باز بارتفاع اول خود رسيده در طول يكصد ميل به طرف مغرب ممتد مىشود و بطور كلى اسم آن البرز است ليكن در هر نقطه اسم خاص هم دارد . در جنوب بحر خزر قلّهء عظيم آتشفشانى دماوند صورت گرفته كه ارتفاع آن زياده از نوزده هزار پاست و ارفع جبال قطعهء آسيا است كه در مغرب هيماليا واقع مىباشد . ارتفاع كوه تاريخى آرارات از هيفده هزار پا تجاوز مىكند ، در اين قسمت كه جبال مزبور از جنوب بحر خزر گذر مينمايد امتداد آن از مغرب بجانب شمال غربى مبدل مىشود و پس از آنكه قزلاوزن كه اطول رودهاى ايرانست آن را شكافته برشتههاى باشكوهى منتهى مىشود كه مكلل به قلهء تاريخى آرارات مىباشد . در حوزهء مرتفع درياچهء وان كوههاى فلات ارمنستان كه امتدادشان تقريبا شرقى
--> ( 1 ) - رجوع شود به « Chinnoch's Arrian » كتاب سوم فصل 28 صفحه 197 - آرين اين رشته را تعبير به جبال قفقاز ( كوه قاف ) مىكند . در صورتى كه اصطلاح معمول ، بيشتر جبال قفقاز هند بوده است ليكن اسمى كه براى اين رشته جبال انسب است « پراپه ميسوز » يا « پراپه نيسوز » مىباشد ولى چون آخر دنياى معلوم بود لذا بطور مبهم جبال قفقازش گفتهاند . استرابو در كتاب 11 ، فصل 8 ، ميگويد ارتفاعات و قسمتهاى شمالى « پراپه ميسوز » را « ئموده » خواندهاند . . . . . . « مؤلف »